خرید بک لینک

دویدم و دویدم

مترسکی رو دیدم

مترسک

کتش به رنگ قیربود

پولنداش

بیچاره و فقیر بود

ایستاده بود چه ارام!

میان ان بیابان

چه کاره بود مترسک

نگهبان

کله اش

یه قوتی خالی بود

موی او

یه دسته ی شالی بود

مترسک

نگهبان خوبی بود

وله حیف

که قلب او چوبی بود!

برچسب: نویسنده: نگار بهرامی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:22

صفحه بندی