دویدم و دویدم
مترسکی رو دیدم![]()
مترسک
کتش به رنگ قیربود
پولنداش ![]()
بیچاره و فقیر بود
ایستاده بود چه ارام!
میان ان بیابان
چه کاره بود مترسک
نگهبان
کله اش
یه قوتی خالی بود![]()
موی او
یه دسته ی شالی بود![]()
مترسک
نگهبان خوبی بود ![]()
وله حیف
که قلب او چوبی بود! ![]()
برچسب:
نویسنده: نگار بهرامی