خرید بک لینک
زن و شهری خفته بودند که زن ناگهان شروع کردبه لگد

انداختن و نالیدنشوهر بیدار شد و زن راهم بیدار کردو علت

ان حرکات راپرسیدزن گفت خواب بدی دیدم وحشت کردم

خواب دیدم که مرده امو می خواهنددفنم کنندشوهر گفت

پس من چه احمقی که تو را بیدارکردم

برچسب: نویسنده: نگار بهرامی تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 13:59

صفحه بندی